سنجش و انازه گیری
آزمون
وسيله يا روشي نظامدار است براي اندازهگيري نمونهاي از رفتار.
اندازهگيري يك فرآيند است اين فرآيند نياز به يك وسيله دارد كه به آن وسيله اندازهگيري ميگويند. براياندازهگيريمثلاً طول ميز و... ويژگيهايي از اين قبيل از وسايل اندازهگيري مستقيم استفاده ميكنيم برخي ويژگيها مثل صفات رواني را نميتوان بطور مستقيم اندازهگيري كرد كه معمولترين وسيله اندازهگيري ويژگيها يا صفات رواني آزمون است.
چون ويژگيهاي رواني بطور مستقيم قابل مشاهده نيستند بايد رفتارهايي كه معرف اين ويژگي رواني است مورد اندازهگيري قرار گيرند مثل هوش كه از رفتارهايي كه نماينگر هوش است پي به هوشمندي فرد ميبريم.
آزمودن
وقتي كه براي اندازهگيري يكي از ويژگيهاي رواني يا تربيتي يك فرد يا گروهي از افراد از آزمون استفاده ميشود به اين فعاليت آزمودن ميگويند. اندازهگيري وسيعتر از آزمودن است، آزمودن نوعي حاص از اندازهگيري است.
سنجش
سنجش از آزمودن و اندازهگيري مفهوم گستردهتري دارد. سنجش به صورت فرآيندي تعريف ميشود كه براي گردآوري اطلاعات مورد نياز تصميمگيري درباره دانشآموزان، برنامههاي درسي و سياستهاي آموزشي مورد استفاده قرار ميگيرد.
در سنجش وسايل و فنون مختلفي براي جمعآوري اطلاعات به كار ميروند. از جمله ميتوان به آزمون، پرسشنامه، مقياس درجهبندي، فهرستوارسي، كار آزمايشگاهي، پروژه تحقيقي، امتحان شفاهي، تكليف درسي، مصاحبه و مشاهده عملكرد و.... اشاره كرد.
سنجش به يك تحليل جامع و چند وجهي از عملكرد گفته ميشود. سنجش نوعي تحليل باليني و پيشبيني عملكرد است در حاليكه آزمون يك ابزار است، يك وسيله اندازهگيري است.
سنجش در آموزش و پرورش به 2 منظور انجام ميشود:
1- تعيين و تشخيص مشكلات دانشآموزان
2- تصميمگيري درباره آنان
تفاوت بين سنجش و اندازهگيري و آزمون
اندازهگيـري و آزمـون با كميت سروكار دارند اما سنجش به كميت منحصر نميشود ميتواند غيركمي نيز باشد.
ارزشيابي؛ داروي ارزشي
يك فرآيند نظامدار براي جمعآوري، تحليل و تفسير اطلاعات گفته ميشود به اين منظور كه تعيين شود آيا هدفهاي مورد نظر تحقق يافتهاند يا در حال تحقق يافتن هستند و به چه ميزاني يكي از ويژگيهاي مهم آن تعيين كيفيت است.
مقايسه اندازهگيري، آزمون، سنجش و ارزشيابي
اطلاعات مـورد نياز ارزشيابي آمـوزشي به كمك اندازهگيري (آزمون) و سنجش گردآوري ميشوند.
ارزشيابي آموزشي و پژوهش آموزشي
هر دو بر روشها و فنون بررسي تجربي متكياند ولي:
1- هـدف ارزشيابي تصميمگيري است، ولي هدف پژوهش استنتاج است.
2- در پژوهش تصميمپذيري نتايج اهميت دارد، در ارزشيابي بر يك پديده آموزشي ويژه متمركز است و تصميمپذيري اهميت ندارد.
3- ارزشيابي با ارزش سروكار دارد، پژوهش خالي از ارزش است.
4- پژوهش وابسته به نظريه اسـت، اما ارزشيـابي مبنـاي نظري ندارد.
پژوهش ارزشيابي: كاربرد روشهاي پژوهشي در مسائل ارزشيابي
ارزشيابي كه بر پايه شواهد تجربي جمعآوري شده به راههايي كه قابل تكرار باشند استوار است و در آن مسائل مربوط به روايي دروني، بيروني و سازه منظور ميشود پژوهش ارزشيابي نام دارد.
مقياس
اسمي
ترتيبي
فاصلهاي
نسبتی
مجموعهاي عدد است كه ويژگيهاي آنها بر ويژگيهاي تجربي اشيايي كه اعداد به آنها نسبت داده ميشوند منطبق است.
مقياس اسمي
اسمگذاري
طبقهبندي
اسمگذاري
از اعداد و ارقام براي اسمگذاري يا نامگذاري و تشخيص اشياء و افراد استفاده ميشود بدون اينكه اين اعداد هيچگونه مفهوم و معناي رياضي داشته باشند.
طبقهبندي
از اعداد و ارقام براي طبقهبندي اشياء و افراد استفاده ميشود.
عمليات مجاز آماري در رياضي
فراواني، نما، هيچ يك از چهار عمل اصلي ميسر نيست.
مقياس ترتیبي: مجموعهاي از رتبههاست.
1- دستهاي از افراد يا اشياء با توجه به يك صفت، از بزرگ به كوچك مرتب ميشوند.
2- معلوم نيست كه هر يك از اين افراد يا اشياء به مفهوم مطلق چقدر از آن صفت دارد.
3- مشخص نيست اشياء چه مقدار از يكديگر فاصله دارند.
عمليات مجاز آماري در رياضي
فراواني، نما، ميانه، درصدها، ضريب همبستگي اسپيرمن، چهار عمل اصلي مجاز نيست.
مقياس فاصلهاي
1- رتبة اشياء يا افراد با توجه به يك صفت مشخص است.
2- معلوم است كه اشياء يا افراد از لحاظ صفت مورد اندازهگيري چه مقدار از يكديگر فاصله دارند.
3- مقدار مطلق صفت مورد نظر معلوم نيست. فاصلههاي بين واحدها معلوم و برابر هستند.
عمليات مجاز آماري
نما، ميانه، ميانگين، انحراف معيـار، ضـريب همبستگي رتبهاي پيرسون و جمع و تفريق.
مقاس تربيتي شكل ضعيفي از مقياس فاصلهاي است كه در آن اطلاعات مربوط به فاصله بين مقياس گم شده است.
مقياس نسبي
طول و وزن، حجم و صفات فيزيكي.
1- رتبه اشخاص با توجه به يك صفت معلوم است.
2- فاصله بين اشخاص معلوم است.
3- فاصله حداقل يكي از اشخاص از يك صفر منطقي نيز معلوم است.
عمليات مجاز آماري
همه عمليات مجاز هستند.
مقياس پيوسته و گسسته
گسسته
تعداد بچههاي ايراني، متغير مورد نظر تنها ميتواند يكي از ارزشهاي معين را به خود اختصاص دهد. تساوي واحدها از ويژگيهاي آن محسوب ميشود.
پيوسته
متغير مورد نظر ميتواند در فاصله بين نقاط مقياس هر تعداد بيارزش را به خود اختصاص دهد.
دستهبندي آزمونها
آزمونهاي توانايي
شناختي: در زمينه تحصيلي و فعاليتهاي فكري و ذهني.
رواني، حركتي: صنعتي، نظامي و تربيتبدني، آموختهها، مهارتها و استعدادهاي افراد را ميسنجند.
آزمونهاي توانايي
استعداد: مقدار توانايي يا آمادگي فرد را براي انجام دادن كارهايي كه در پيش دارد.
پيشرفت تحصيلي: ناظر به گذشته، آموختههاي فرد را تا لحظه اجراي آزمون ميسنجد.
دستهبندي آزمونها
آزمونهاي توانايي
شناختي: در زمينه تحصيلي و فعاليتهاي فكري و ذهني.
رواني، حركتي: صنعتي، نظامي و تربيتبدني، آموختهها، مهارتها و استعدادهاي افراد را ميسنجند.
آزمونهاي توانايي
استعداد: مقدار توانايي يا آمادگي فرد را براي انجام دادن كارهايي كه در پيش دارد.
پيشرفت تحصيلي: ناظر به گذشته، آموختههاي فرد را تا لحظه اجراي آزمون ميسنجد.
ابزارهاي اندازهگيري شخصيت
1- پرسشنامه گزارش شخصي
2- پرسشنامه جامعه سنجي
3- فنون مشاهده
دستهبندي آزمونهاي شخصيت با توجه به روش مطالعة رفتار فرد
1- آزمونهاي عيني: محركها به صورت سازمان يافته ارائه ميشوند.
2- آزمونهاي فرافكن: محركها به صورت مبهم و سازمان نيافته ارائه ميشوند مثل لكههاي جوهر.
ب) آزمونهاي علاقه و نگرش
هر دو به رحجانهاي فرد درباره فعاليتها، نهادهاي اجتماعي، يا گروهها ارتباط دارند. آنچه كه علاقه و نگرش را از هم جدا ميكند. موضوع اين علاقهها يا بيعلاقهگيهاست.
علاقه: به احساس فرد نسبت به يك فعاليت اشاره ميكند در حاليكه ...
نگرش: احساس فرد نسبت به يك شي، يك نهاد اجتماعي يا يك گروه است.
دستهبندي آزمونها با توجه به چگونگي تهيه آنها
1- آزمونهاي ميزان شده
2- آزمونهاي معلم ساخته
رويكردهاي ارزشيابي آموزشي
رويكرد مبتني بر هدف: تعيين ميكند ايـن هـدفها به چه ميزاني تحقق يافتهاند.
رويكرد مبتني بر مديريت: هـدف تشخيـص و تحقق بخشيدن به نيازهاي اطلاعاتي مديران تصميم گيرنده است.
رويكرد مبتني بر مصرف كننده: تأكيد عمده بر كسب اطلاعات مربوط به فراوردهاي كلي آموزشي است كه توسط مصرفكنندگان آموزشي در انتخاب از ميان برنامههاي درسي مختلف.
رويكرد مبتني بر نظر متخصصان: تأكيد اصلـي بر كاربـرد مستقيم نظر متخصصان در قضاوت درباره كيفيت فعاليتهاي آموزش و پرورش است.
رويكرد مبتنـي طبيعتگـرايانه و مبتنـي بر مشـاركتكنندگان: بررسي طبيعتگرايانه و كوشش مشاركتكنندگان در تعيين ارزشها، ملاكها، نيازها و دادههاي ارزشيابي مورد تأكيد قرار ميگيرند.
رويكرد مبتني بر اختلاف نظر متخصصان: اختلاف نظرهاي ارزشيابان مختلف مورد تأكيد قرار ميگيرد.
دستهبندي ارزشيابيهاي آموزشي با توجه به زمان
و هدف استفاده از آنها
ارزشيابي آغازين يا سنجش آغازين
اين نوع ارزشيابي به دو منظور مورد استتفاده قرار ميگيرد:
1- آيا يادگيرندگان بر دانشها و مهارتهاي پيشنياز درس تازه از قبل مسلطاند؟ رقتار ورودي
2-يادگيرندگان چه مقدار از هدفها و محتواي درس تازه را قبلاً ياد گرفتهاند؟ پيشآزمون
الف) مثلاً يك آزمون مربوط به مهارتهاي محاسباتي در آغاز درس جبر يا يك آزمون دستور زبان انگليسي در يادگيرندگان انگليسي زبان در آغاز درس آلماني.
ب) آزمون جايابي يا پايه گزيني Placement test.
همان آزمون نهايي شامل هدفهاي يادگيري يا هدفهاي آموزشي درس يا ترجيحاً فرم موازي آن است. هدف از اجراي اين آزمون تعيين ميزان اطلاعات يادگيرندگان از مطالبي است كه قرار است به آنان آموزش داده شوند.
ارزشيابي تكويني
به منظور كمك به اصلاح موضوع مورد ارزشيابي يعني برنامه يا روش آموزشي، مورد استفاده قرار ميگيرد. هدف از اجراي آن در مورد اينگونه برنامهها يا مواد آموزشي آگاه ساختن توليدكنندگان برنامه از نواقص برنامه خود و كمك به اصلاح آنهاست.
در رابطه با پيشرفت تحصيلي آگاهي يافتن از ميزان و نحوه يادگيري آنان براي آموزشي است يعني براي هر واحد درسي يك آزمون كه آيا آن واحد را ياد گرفته است تا به واحد درسي ديگر پرداخت.
بلوم در ارزشيابي تكويني مراحل زير را پيشنهاد ميكند:
1- موضوع يا محتواي درس به واحدهاي كوچك درسي تقسيم ميشود.
2- بازدههاي يادگيري هر يك از واحدهاي درسي را بر حسب انواع هدفهاي آموزشي تعريف كنيد.
3- به تهيه و اجراي آزمونهاي تكويني مختصر در پايان هر واحد درسي اقدام كنيد تا دانشآموزان تا چه حدي به تسلط رسيدهاند.
4- نتايج آزمونهاي تكويني را تحليل كنيد تا مشكلات مشخص شود.
5- براي رفع مشكلات يادگيري آنان را به خواندن مطالب و استفاده از امكانات مختلف هدايت كنند.
6- از نتايج ارزشيابي براي بهبود شرايط و روشهاي آموزشي استفاده كنيد.
ارزشيابي تشخيصي
بايد بتواند روشهاي مناسب رفع مشكل را نيز نشان دهد. اين ارزشيابي با هدف تشخيص مشكلات يادگيري به كار ميرود.
مثال: دانشآموز مرتب در درس رياضي شكست ميخورد با آزمونتشخیصی ميتوان به ريشه مشكل پي برد.
تكويني جنبه كمكهاي اوليه دارد ولي سنجش تشخیصي به دنبال كشف علتهاي زير بنايي است كه با كمكهاي اوليه پاسخ نداده.
تفاوت آزمونهاي تشخیصی با پيشرفت تحصيلي
نقاط قوت و ضعف يادگيرندگان در زمينههاي مهارتي خاص بد ست ميدهند.
پيشرفت يا توفيق دانشآموز را می سنجد
ارزشيابي تراكمي: پاياني
تمامي آموختههاي دانشآموزان در طول يك دوره آموزشي تعيين ميشوند و هدف نمره دادن به دانشآموران و قضاوت درباره اثربخشي كار معلم و برنامه درسي يا مقايسه برنامههاي مختلف درسي با يكديگر است.
Ãهدف: اتخاذ تصميمهاي مختلف (ارتقاي تحصيلي، اعطاي بورس تحصيلي و....) و هم تعيين اثربخشي طرح آموزشي و هدفهاي معلم و ميزان توفيق او در مراحل مختلف است. مخاطبان ارزشيابيهاي تراكمي و تكويني با يكديگر فرق دارند در ارزشيابي تكويني مخاطبان يا مصرفكنندگان از نتايج ارزشيابي طراحان و توليدكنندگان برنامه هستند. در حاليكه مصرفكنندگان نتايج اررشيابي تراكمي كساني هستند كه برنامه را مورد استفاده قرار خواهند داد يا از آن استفاده ميكنند.
تهيه طرح ارزشيابي پيشرفت تحصيلي
ارزشيابي پيشرفت تحصيلي
سنجش عملكرد يادگيرندگان و مقايسه نتايج حاصل با هـدفهاي آمـوزشي از پيـش تعييـن شده به منظور تصميمگيري در اينباره كه آيا فعاليتهاي آموزشي معلم و كوششهاي يادگيري دانشآموزان يا دانشجويان به نتايج مطلوب انجاميدهاند و به چه ميزاني.
بنابراين دو اقدام اساسي ضروري است:
- تعيين هدفهاي آموزشي
- سنجش يا اندازهگيري عملكرد يادگيرندگان
هدفهاي آموزشي يا هدفهاي يادگيري
دو نوع هدف وجود دارد:
1- كلي يا غايت: بوسيله برنامهريزان در سطح وزارت تهيه و تدوين ميشوند و به صورت مقاصد آرماني دورههاي آموزشي در اختيار معلمان و ساير مربيان قرار ميگيرند.
2- هدفهاي دقيق و عيني: كه معلمان و متخصصان آموزشي با توجه به غايتهاي كلي و با استفاده از محتواي درسهاي مختلف تهيه ميكنند.
روش تهيه هدفهاي دقيق آموزشي
هدف دقيق آموزشي به آن هدفهاي رفتاري نيز ميگويند.
1- اين هدفها به سهولت قابل شناسايي و قابل اندازهگيري هستند.
2- معلم به كمك هدفهاي رفتاري منظور و مقصود خود را از آموزش موضوعهاي درسي بطور دقيق مشخص ميكند.
بهتر است هنـگام نوشتـن هدفهاي آمـوزشي رفتاري، علاوه بر كاربرد فعلها و عبارتهاي مشخص كننده رفتار، شرايط يا وضعيتي را كه رفتار بايد در آن انجام پذيرد و نيز ملاك يا معيار توفيق رفتار نيز ذكر شوند.
مثال: دانشآموز بايد بتواند، از ميان فهرستي از ماشينها و وسايل ديگري كه معلم در اختيار او ميگذارد، حداقل پنج ماشين را انتخاب كند كه همزمان در دو راه يا بيشتر به انسان كمك ميكنند.
طبقهبندي هدفهاي آموزشي
حوزه شناختي ، حوزه عاطفي ، حوزه رواني و حركتي
à حوزه شناختي: به جـريانهايي كه با فعاليتهاي ذهنـي و فكري آدمي سروكار دارند مربوط ميشوند.
à حوزه عاطفي: شامل هدفهايي است كه تغييرات حاصل در علاقه، نگرشها و ارزشها و نيز رشـد ارجشنـاسي و سـازگاري را نشان ميدهد.
à حوزه رواني و حركتي: به زمينه مهارتهاي حـركتي يا حـركات بدني مربوط است و جنبه جسماني دارد. بر خلاف حوزه شناختي، هدفهاي حوزه عاطفـي و رواني- حـركتي با آزمونهاي كتبي متداول به خوبي قابل سنجش نيستند.
حوزه شناختي
دانش: شامل يادآوري، بازخواني و بازشناسي است يعني تكرار پاسخهايي كه قبلاً در موقعيت يادگيري تمرين و آموخته شدهاند. مثال: متغيير مستقل و وابسته را تعريف كند.
فهميدن: توانايي درك منظور يا مقصود يك مطلب به پاسخهايي بيشتر از آنچه قبلاً تمرين و آموخته شدهاند نياز دارد. مثل ترجمه، تفسير، تعبير، خلاصه كردن، شباهتها و تفاوتها.مثال: دلايل جنگ جهاني دوم را توضيح دهد.
كاربستن : توانايي استفاده از امور انتزاعي، قواعد و قوانين، اصول، انديشهها و روشها در موقعيتهاي عيني و عملي بتواند مسائل رياضي مربوط به درس خود را حل كند.مثال: يك رژيم مناسب غذايي براي خودش تعيين كند.
تحليل: توانايي شكستن يك مطلب يا موضوع به اجزا يا عناصر تشكيل دهندة آن بتواند اجزاي مختلف يك گزارش تحقيقي را مشخص كند. در يك مقاله عقايد را از واقعيتها متمايز سازد.
تركيب: توانايي پهلوي هم گذاشتن عناصر و اجزا براي ايجاد يك الگو يا ساختار نو.مثال: آموزشگاهي بتواند يك طرح آموزشي ابتكاري ارائه دهد.
ارزشيابي: توانايي قضاوت يا داوري كمي و كيفي درباره امور با توجه به ملاكهاي معين. يادگيرنده بتواند يك داستان يا نمايشنامه را نقد و بررسي كند.مثال: يادگيرنده بتواند يك مقالهي انتقادي درباره استفاده از تنبيه بدني در مدارس بنويسد.
طبقهبندي تجديد نظر شدة حوزه شناختي
اندرسون، كراتول و همكاران
در طبقهبندي تازه يك بعد دانش و يك بعد فرآيند شناختي وجود دارد.
دانش امـور واقعي: عناصـر اساسـي مـورد نياز يادگيرنده براي آشنا شدن با يك رشته علمي يا حل مسائل اصطلاحات علمي، اجزاء و عناصر خاص.
دانش مفهومي: دانش مقولهها، طبقهها و روابط ميان آنها.
دانش روندي: دانش چگونه انجام دادن كارها.
|
فراین شناختی |
1- به ياد آوردن: بازيابي اطلاعات از حافظه دراز مدت مثل تشخيص نام نويسندگان، يادآوري تاريخ جنگها.
2- فهميدن: ساختن معني از يك ارتباط مثل تفسير، طبقهبندي انواع اختلالهاي رواني.
3- كاربستن: استفاده از يك روش در يك موقعيت خاص مثل تقسيم يك عدد، توانايي حل مسائل مالي.
4- تحليل: شكستن مواد يا مطالب به عناصر تشكيل دهنده و توصيف روابط ميان آنها مثل تعيين نكات مهم و غيرمهم گزارشهاي تحقيقي.
5- ارزشيابي: داروي كردن با استفاده از معيار يا ملاك.
6- آفريدن: قرار دادن عناصر يا اجزاء در يك الگو يا ساختار نو.
حوزه رواني- حرکتی
1- ادراك
2- آمادگي
3- پاسخ هدايت شده
4- مكانيسم يا عادت
5- پاسخ پيچيده آشكار
6- انطباق
7- ابتكار
جدول مشخصات
يك جدول دو بعدي است كه يك بعد آن محتوا و بعد ديگر هدفهاي آموزشي است.
دانشجوی مر کز تربیت معلم شهید رجایی بابل