ازدواج چرا ؟؟و با چه كسي ؟؟
خدا همه چيز را جفت آفريده است
يكى از اسرار عجيب خلقت (نر و ماده ) بودن موجودات است كه خداى تبارك و تعالى با مشيت حكيمانه خود هر موجودى را براى توالد و تناسل و ابقاء آن جفت يعنى نر و ماده آفريده است كه اين خود نمايانگر علم و قدرت و حكمت خداوندى است ، اگر در موجودات اين حقيقت وجود نداشت هيچ وقت يك چيز، دو چيز نمى شد با يك كس دو كس نمى شد و اختلال و آشفتگى در طبيعت بوجود مى آمد و در نتيجه همه چيز از بين مى رفت ، ولى خداوند با قدرت حكيمانه اش براى توليد و تكثير اين قانون هميشگى طبيعت را بنا نهاد و براى هر چيزى جفتى خلق كرد و آنها را نر و ماده آفريد و به اين وسيله همه چيز را بسوى كمال حركت داد.
انسانهاى پيشين با فكر ساده خويش گمان مى كردند كه فقط در انسان و حيوان مسئله زوجيت و جفتگيرى حكمفرماست ولى با اجلال نزول قرآن و در اءثر پيشرفت علم (زيست شناسى ) متوجه شدند كه در عالم گياهان نيز اين موضوع حكمفرماست و اگر نباتات به وسيله حشرات و بادها تلقيح نگردند، هرگز ميوه اى از آنها بدست نخواهد آمد، بعضى از دانشمندان درباره (جمادات ) هم اين نظريه را دارند.
قرآن كريم اين مسئله را بطور وضوح بيان كرده و مى فرمايد:
((و من كل شيئى خلقنا زوجين لعلكم تذكرون )).(2)
((يعنى ما همه چيز را جفت و زوج خلق كرديم اميد است شما از اين خلقت ما ذكر و پند گيريد)).
پس از مضمون اين آيه بخوبى روشن است كه قانون نر و ماده گى در تمام موجودات بدون استثناء جارى است .
امروز انسانها با پيشرفت علم طبيعت پس از فرو رفتن در درون اشياء و شكافتن ذرات و پى بردن به وجود (اتم ) دانستند كه اتم ها نيز از (الكترون ) و (پروتون ) تشكيل يافته اند كه الكترونها (بار) منفى و پروتونها (بار) مثبت اتم را بوجود مى آورند و آن دو نيز نسبت بهم نر و ماده اند.
در آيه ديگر قرآن درباره نر و ماده بودن نباتات اين چنين مى خوانيم :
((سبحان الذى خلق الازواج كلها مما تنبت الارض و من انفسهم و مما لا يعلمون ))(3)
((يعنى پاك و منزه است خدائى كه از روئيدنيهاى زمين و از شما مردمان جفت ها قرار داد و از چيزهائى كه نمى دانيد نيز جفت ها خلق كرده است )).
از اين آيات و آيات ديگر بخوبى بر مى آيد كه خداوند همه چيز را جفت و زوج (نر و ماده ) خلق كرده تا بوسيله آن دو توليد و تكثير انجام گيرد و نظام طبيعت آنچنان كه خدا مى خواهد به حركت خود بسوى كمال پيش برود. اديبان در اين باره گويند:
فردوسى:
بدانكه (خدا) لوح آفريد و قلم
خدا خواست كه گيتى بيايد پديد
حق ز هر جنسى چو زوجين آفريد
به گيتى خداوند از آن شد پديد
چرا بايد همه ازدواج كنيم ؟
ازدواج و همسر گرفتن يك مسئله مهم و ضرورى در زندگى انسانهاست كه هر انسانى چه مرد باشد و چه زن فطرتا و طبيعتا لازم است ازدواج كرده و براى خود همسرى اختيار كند تا در كنار او آسايش جسمى و آرامش روانى خود را حفظ كرده و بسوى تعالى و كمال انسانى حركت كند و به آنجا برسد كه بايد برسد!
همسران خوب و شايسته در كنار هم احساس خوشبختى كرده و به يارى همديگر يك زندگى پر از نشاط را پى ريزى كرده و پايه هاى سعادت را در زندگى خود يكى پس از ديگرى بناء مى كنند و با دلگرمى و دلخوشى به زندگى خود ادامه داده و براى بقاء و سعادت جامعه فرزندانى خوب و مهذب به جامعه تحويل مى دهند.
ما بايد بدانيم كه يكى از الطاف بزرگ الهى اين است كه همسران ما را از جنس خود ما آفريده و محبت همديگر را در دلهاى يكديگر قرار داده تا در كنار هم احساس آرامش و خوشبختى نمائيم .
اينجا يك سئوال بدون جواب را مطرح كرده و جواب آن را خود شما بايد بدهيد.
سئوال :
((اگر خداوند همسران ما را از جنسى خودمان نمى آفريد، چه مشكلات و سختى ها در زندگى ما بوجود مى آمد؟))
اين است كه قرآن مجيد اين مسئله را يكى از نشانه هاى بزرگ خداوند به شمار مى آورد و مى فرمايد:
((يكى از آيات و نشانه هاى بزرگ خداوند تبارك و تعالى اين است كه از جنس و نوع خود شما برايتان جفت آفريد تا با او انس گرفته و در كنار هم با آرامش خاطر زندگى كنيد و براى يك زندگى مشترك لذتبخش و شيرين خداوند مودت و محبت در دلهاى شما نسبت به همديگر قرار داده است )).(4)
با توجه به آيه فوق لطف خداوندى را به خوبى درك مى كنيم كه خداوند به اضافه اينكه جفت انسان را از جنس خود او آفريده و براى بهتر زندگى كردن آنها مهر و محبت يكديگر را نيز در دل يكديگر انداخته است .
در آيه ديگر پس از دستور عقد و ازدواج به انسانها در مقابل عمل ازدواجشان بى نياز و مستغنى نمودن آنها را هم به عهده خود گرفته و مى فرمايد:
((شما ازدواج كنيد، و زنان و مردان بى همسر را همسر دهيد و همچنين غلامان و كنيزان صالح خود را به ازدواج يكديگر در آوريد و از فقر و تنگدستى نترسيد كه خداوند ازدواج كنندگان را با لطف و فضلش غنى و بى نياز مى گرداند، خداوند به هر چيز وسعت دهد و بر همه چيز عالم و داناست )).(5)
چه زيباست خدا و چه زيباست كلام خدا، چقدر مهربان است و چه اندازه محبت آفرين است ، اگر ما تعقل كرده و فهم و شعور داشته باشيم !
در اين باره آيات زيادى در قرآن مجيد هست كه به دليل ايجاز مطلب از همه آنها صرف نظر كرده به همين دو آيه اكتفاء مى كنيم ، منطوق و مفهوم آيات فوق و آيات ديگرى كه در اين مورد هست جواب سئوال اينكه (چرا بايد ازدواج كنيم ؟) را به خوبى خوب روشن مى كند:
(پنج جواب خوب ):
1- ما ازدواج مى كنيم كه به دستور خدا عمل كرده باشيم ، خدائى كه با لطف عميمش ما را آفريده و همسر ما را از جنس خودمان خلق كرده و مهر و محبت يكديگر را در دل همديگر قرار داده و در مقابل اين عمل ما، غنى و بى نياز گردانيدن ما را متقبل شده است .
2- ما ازدواج مى كنيم كه به سنت رسول گرامى اسلام حضرت محمد بن عبدالله صلى الله عليه و آله و سلم عمل كرده باشيم ، و وظيفه پيرو مسلمان بودن خود را اداء كنيم .
3- ما ازدواج مى كنيم كه نظم جهان به حركت خود ادامه داده و ما بسوى تعالى و كمال حركت كرده باشيم .
4- ما ازدواج مى كنيم كه غريزه جنسى خود را از راه حلال و مشروع اشباع كرده و خطا و گناه نكرده باشيم .
5- ما ازدواج مى كنيم تا فرزندان و نوادگانى از خود بيادگار گذارده و آنان را به جامعه تحويل داده باشيم .
و دهها جواب در اين باره مى توان ارائه داد.
يكى از اسرار عجيب خلقت (نر و ماده ) بودن موجودات است كه خداى تبارك و تعالى با مشيت حكيمانه خود هر موجودى را براى توالد و تناسل و ابقاء آن جفت يعنى نر و ماده آفريده است كه اين خود نمايانگر علم و قدرت و حكمت خداوندى است ، اگر در موجودات اين حقيقت وجود نداشت هيچ وقت يك چيز، دو چيز نمى شد با يك كس دو كس نمى شد و اختلال و آشفتگى در طبيعت بوجود مى آمد و در نتيجه همه چيز از بين مى رفت ، ولى خداوند با قدرت حكيمانه اش براى توليد و تكثير اين قانون هميشگى طبيعت را بنا نهاد و براى هر چيزى جفتى خلق كرد و آنها را نر و ماده آفريد و به اين وسيله همه چيز را بسوى كمال حركت داد.
انسانهاى پيشين با فكر ساده خويش گمان مى كردند كه فقط در انسان و حيوان مسئله زوجيت و جفتگيرى حكمفرماست ولى با اجلال نزول قرآن و در اءثر پيشرفت علم (زيست شناسى ) متوجه شدند كه در عالم گياهان نيز اين موضوع حكمفرماست و اگر نباتات به وسيله حشرات و بادها تلقيح نگردند، هرگز ميوه اى از آنها بدست نخواهد آمد، بعضى از دانشمندان درباره (جمادات ) هم اين نظريه را دارند.
قرآن كريم اين مسئله را بطور وضوح بيان كرده و مى فرمايد:
((و من كل شيئى خلقنا زوجين لعلكم تذكرون )).(2)
((يعنى ما همه چيز را جفت و زوج خلق كرديم اميد است شما از اين خلقت ما ذكر و پند گيريد)).
پس از مضمون اين آيه بخوبى روشن است كه قانون نر و ماده گى در تمام موجودات بدون استثناء جارى است .
امروز انسانها با پيشرفت علم طبيعت پس از فرو رفتن در درون اشياء و شكافتن ذرات و پى بردن به وجود (اتم ) دانستند كه اتم ها نيز از (الكترون ) و (پروتون ) تشكيل يافته اند كه الكترونها (بار) منفى و پروتونها (بار) مثبت اتم را بوجود مى آورند و آن دو نيز نسبت بهم نر و ماده اند.
در آيه ديگر قرآن درباره نر و ماده بودن نباتات اين چنين مى خوانيم :
((سبحان الذى خلق الازواج كلها مما تنبت الارض و من انفسهم و مما لا يعلمون ))(3)
((يعنى پاك و منزه است خدائى كه از روئيدنيهاى زمين و از شما مردمان جفت ها قرار داد و از چيزهائى كه نمى دانيد نيز جفت ها خلق كرده است )).
از اين آيات و آيات ديگر بخوبى بر مى آيد كه خداوند همه چيز را جفت و زوج (نر و ماده ) خلق كرده تا بوسيله آن دو توليد و تكثير انجام گيرد و نظام طبيعت آنچنان كه خدا مى خواهد به حركت خود بسوى كمال پيش برود. اديبان در اين باره گويند:
فردوسى:
بدانكه (خدا) لوح آفريد و قلم
بزد بر همه بوديني ها رقم
جهان را فزايش ز جفت آفريد
كه افزونى از يك نيايد پديد
يكى نيست جز داور كردگار
كه او را نه انباز و نه جفت و يار
هر آنچه آفريدست جفت آفريد
گشاده ز راز نهفت آفريد
داستانى بنيسى :
خدا خواست كه گيتى بيايد پديد
همه چيز را جفت جفت آفريد
فقط خود ندار نه انباز و يار
بود فرد بى يار آن كردگار
مولوى :
حق ز هر جنسى چو زوجين آفريد
پس نتايج شد ز جمعيت پديد
اسدى:
به گيتى خداوند از آن شد پديد
كه هر چيز را جفت و پاك آفريد
يگانه گهر گر چه والا بود
نكوتر چو جفتيش همتا بود
(زوج ) جفت (نر و ماده ) آفريده تا بوسيله اين دو توالد و تناسل انجام گيرد و نسل بشر تا زمانى كه خدا بخواهد منقطع نگشته و در روى زمين بسوى كمال پيش برود، خداوند براى ازدواج و جفتگيرى انسانها راههاى حلال و مشروعى مقرر فرموده تا هرج و مرج پيش نيامده و نظم اجتماعى بهم نخورد و اولياى گرامى اسلام نيز راهنمائى هاى لازم را در اين مورد براى پيروان خود بيان فرموده اند و توجه آنها را به اين مسئله معطوف داشته اند.
چرا بايد همه ازدواج كنيم ؟
ازدواج و همسر گرفتن يك مسئله مهم و ضرورى در زندگى انسانهاست كه هر انسانى چه مرد باشد و چه زن فطرتا و طبيعتا لازم است ازدواج كرده و براى خود همسرى اختيار كند تا در كنار او آسايش جسمى و آرامش روانى خود را حفظ كرده و بسوى تعالى و كمال انسانى حركت كند و به آنجا برسد كه بايد برسد!
همسران خوب و شايسته در كنار هم احساس خوشبختى كرده و به يارى همديگر يك زندگى پر از نشاط را پى ريزى كرده و پايه هاى سعادت را در زندگى خود يكى پس از ديگرى بناء مى كنند و با دلگرمى و دلخوشى به زندگى خود ادامه داده و براى بقاء و سعادت جامعه فرزندانى خوب و مهذب به جامعه تحويل مى دهند.
ما بايد بدانيم كه يكى از الطاف بزرگ الهى اين است كه همسران ما را از جنس خود ما آفريده و محبت همديگر را در دلهاى يكديگر قرار داده تا در كنار هم احساس آرامش و خوشبختى نمائيم .
اينجا يك سئوال بدون جواب را مطرح كرده و جواب آن را خود شما بايد بدهيد.
سئوال :
((اگر خداوند همسران ما را از جنسى خودمان نمى آفريد، چه مشكلات و سختى ها در زندگى ما بوجود مى آمد؟))
اين است كه قرآن مجيد اين مسئله را يكى از نشانه هاى بزرگ خداوند به شمار مى آورد و مى فرمايد:
((يكى از آيات و نشانه هاى بزرگ خداوند تبارك و تعالى اين است كه از جنس و نوع خود شما برايتان جفت آفريد تا با او انس گرفته و در كنار هم با آرامش خاطر زندگى كنيد و براى يك زندگى مشترك لذتبخش و شيرين خداوند مودت و محبت در دلهاى شما نسبت به همديگر قرار داده است )).(4)
با توجه به آيه فوق لطف خداوندى را به خوبى درك مى كنيم كه خداوند به اضافه اينكه جفت انسان را از جنس خود او آفريده و براى بهتر زندگى كردن آنها مهر و محبت يكديگر را نيز در دل يكديگر انداخته است .
در آيه ديگر پس از دستور عقد و ازدواج به انسانها در مقابل عمل ازدواجشان بى نياز و مستغنى نمودن آنها را هم به عهده خود گرفته و مى فرمايد:
((شما ازدواج كنيد، و زنان و مردان بى همسر را همسر دهيد و همچنين غلامان و كنيزان صالح خود را به ازدواج يكديگر در آوريد و از فقر و تنگدستى نترسيد كه خداوند ازدواج كنندگان را با لطف و فضلش غنى و بى نياز مى گرداند، خداوند به هر چيز وسعت دهد و بر همه چيز عالم و داناست )).(5)
چه زيباست خدا و چه زيباست كلام خدا، چقدر مهربان است و چه اندازه محبت آفرين است ، اگر ما تعقل كرده و فهم و شعور داشته باشيم !
در اين باره آيات زيادى در قرآن مجيد هست كه به دليل ايجاز مطلب از همه آنها صرف نظر كرده به همين دو آيه اكتفاء مى كنيم ، منطوق و مفهوم آيات فوق و آيات ديگرى كه در اين مورد هست جواب سئوال اينكه (چرا بايد ازدواج كنيم ؟) را به خوبى خوب روشن مى كند:
(پنج جواب خوب ):
1- ما ازدواج مى كنيم كه به دستور خدا عمل كرده باشيم ، خدائى كه با لطف عميمش ما را آفريده و همسر ما را از جنس خودمان خلق كرده و مهر و محبت يكديگر را در دل همديگر قرار داده و در مقابل اين عمل ما، غنى و بى نياز گردانيدن ما را متقبل شده است .
2- ما ازدواج مى كنيم كه به سنت رسول گرامى اسلام حضرت محمد بن عبدالله صلى الله عليه و آله و سلم عمل كرده باشيم ، و وظيفه پيرو مسلمان بودن خود را اداء كنيم .
3- ما ازدواج مى كنيم كه نظم جهان به حركت خود ادامه داده و ما بسوى تعالى و كمال حركت كرده باشيم .
4- ما ازدواج مى كنيم كه غريزه جنسى خود را از راه حلال و مشروع اشباع كرده و خطا و گناه نكرده باشيم .
5- ما ازدواج مى كنيم تا فرزندان و نوادگانى از خود بيادگار گذارده و آنان را به جامعه تحويل داده باشيم .
و دهها جواب در اين باره مى توان ارائه داد.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۷:۴۸ ب.ظ توسط روح ا... فیروزجائیان
|
دانشجوی مر کز تربیت معلم شهید رجایی بابل